
لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!! پـَـــ نــه پـَـــ ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده

دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و چیزای چندش آور علاقه دارم

سر صبح جمعه از سروصدای زیاد از خواب بلند شدم ،رفتم آشپزخونه می بینم بابام هی داره دره یخچالو باز می کنه باز می بنده ،بهش می گم چی شده سر صبح خراب شده ؟
گفت : پــ نه پــ دارم می بندم باز می کنم بلکه رفرش بشه یه چیزی پیدا کنیم بخوریم

نشستیم همه داریم فیلم می بینیم، به رفیقم می گم یکم تلویزیونو بچرخون ؛
میگه سمت شما؟
پــــَ نــــَ پـــــَ بچرخون سمت قبله، باشد که مقبول درگاه احدیت قرار بگیره…

دارم کمرمو با نبش دیوار می خارونم خواهرم میگه کمرت می خاره ؟ میگم پــــ نه پــــ دارم علامت گذاری می کنم واسه خرس ها راهو گم نکنن
دارم چایی می خورم داغ بود سوختم. بابام می پرسه سوختی؟ می گم پ نه پ رفتم مرحله بعد
برای خواندن ادامه ی به ادامه مطلب را دریاب مراجعه نمائید
[ ادامه مطلب را دریاب ]
| [ کلمات کلیدی ] :
پ ن پ-
طنز-
خنده بازار-
پـــ نــــ پــــ-
خنده-