تبلیغات
مجمع فرهنگی ، تفریحی کلاف
 
 
 


مقاله ، داستان ، بازی ، تفریح ، مسابقه و ...

حمت نامه شماره (2) - نخستین حكمتى كه از لقمان آشكار شد

نخستین حكمتى كه از لقمان آشكار شد

بحار الأنوار :

أوَّلُ ما ظَهَرَ مِن حِكَمِ لُقمانَ أنَّ تاجِراً سَكِرَ وخاطَرَ نَدیمَهُ أن یَشرَبَ ماءَ البَحرِ كُلَّهُ وإلاّ سَلَّمَ إلَیهِ مالَهُ وأهلَهُ ، فَلَمّا أصبَحَ وصَحا نَدِمَ وجَعَلَ صاحِبُهُ یُطالِبُهُ بِذلِكَ .
فَقالَ لُقمانُ : أنَا اُخَلِّصُكَ بِشَرطِ أن لا تَعودَ إلى مِثلِهِ . قُل : أ أَشرَبُ الماءَ الَّذی كان فیهِ وَقتَئِذٍ فَأتِنی بِهِ ، أو أشرَبُ ماءَهُ الآنَ فَسُدَّ أفواهَهُ لِأَشرَبَهُ ، أو أشرَبُ الماءَ الَّذی یَأتی بِهِ فَاصبِر حَتّى یَأتِیَ ، فَأَمسَكَ صاحِبُهُ عَنهُ .

بحار الأنوار:

نخستین حكمتى كه از لقمان آشكار شد، این بود كه: تاجرى مست شد و با هم‏پیاله‏اش شرط بست كه همه آب دریاچه را بنوشد و گرنه ، خود و عیالش تسلیم او شوند. وقتى صبح شد و به هوش آمد ، [از این شرط‏بندى] پشیمان شد. رفیقش از او مى‏خواست كه به شرط عمل كند .
لقمان گفت : «من تو را [از این مخمصه] خلاص مى‏كنم ؛ به شرط این كه دیگر چنین كارى نكنى . [به طلبكار] بگو: آیا آبى را كه شرط كردیم، بنوشم ؟ پس آن را بیاور [تا بنوشم] . یا آبى را كه الان در دریاچه است ، بنوشم ؟ پس دهانه‏هایش را ببند تا آن را بنوشم . یا آبى را كه بعدا خواهد آمد ، بنوشم ؟ پس صبر كن تا بیاید!» .
[با این استدلال] ، رفیقش از او دست بر داشت



[ ] | [ کلمات کلیدی ] : حکمت نامه-لقمان-لقمان حکیم-نخستین حکمت-حکمت-حکمت نامه شماره 2-
[ مرتبط با ] : سخنان حق و شیرین حکمت نامه
ن : میثم زارعی
ت : سه شنبه 4 بهمن 1390
جملات پــــ نــــ پــــ

                                                          

                                           

لپ تاپم رو بردم نمایندگیش، می گم ضربه خورده کار نمی کنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!! پـَـــ نــه پـَـــ ، یکم بی محلی کردم، ضربه روحـــی خورده

                                    

دوستم میپرسه تو هم مثل من به طبیعت و دریا و گل و چیزای رمانتیک علاقه داری؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ من فقط به زباله دونی و آشغال و توالت عمومی و چیزای چندش آور علاقه دارم

                                    

سر صبح جمعه از سروصدای زیاد از خواب بلند شدم ،رفتم آشپزخونه می بینم بابام هی داره دره یخچالو باز می کنه باز می بنده ،بهش می گم چی شده سر صبح خراب شده ؟

گفت : پــ نه پــ دارم می بندم باز می کنم بلکه رفرش بشه یه چیزی پیدا کنیم بخوریم

                                    

نشستیم همه داریم فیلم می بینیم، به رفیقم می گم یکم تلویزیونو بچرخون ؛

میگه سمت شما؟

پــــَ نــــَ پـــــَ بچرخون سمت قبله، باشد که مقبول درگاه احدیت قرار بگیره…

                               

دارم کمرمو با نبش دیوار می خارونم خواهرم میگه کمرت می خاره ؟ میگم پــــ نه پــــ دارم علامت گذاری می کنم واسه خرس ها راهو گم نکنن

 

دارم چایی می خورم داغ بود سوختم. بابام می پرسه سوختی؟ می گم پ نه پ رفتم مرحله بعد

 

                           برای خواندن ادامه ی به ادامه مطلب را دریاب مراجعه نمائید



[ ادامه مطلب را دریاب ] | [ کلمات کلیدی ] : پ ن پ-طنز-خنده بازار-پـــ نــــ پــــ-خنده-
ن : میثم زارعی
ت : جمعه 16 دی 1390
حکمت نـــامه شماره (1و2) (سکوت)

ربیع الأبرار عن لقمان :

یا بُنَیَّ ، إذَا افتَخَرَ النّاسُ بِحُسنِ كَلامِهِم فَافتَخِر أنتَ بِحُسنِ صَمتِكَ .

ربیع الأبرار :

لقمان گفت : «اى پسرم! هر گاه مردم به نیكویىِ سخنانشان فخر نمودند ، تو به نیكویىِ سكوتت مباهات كن» .

محبوب القلوب :

قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ : یا بُنَیَّ ، عَلَیكَ بِالصَّمتِ فَما نَدِمتُ عَلَى السُّكوتِ قَطُّ ، ورُبَّما تَكَلَّمتُ فَنَدِمتُ .

محبوب القلوب :

لقمان به پسرش گفت : «اى پسرم ! سكوت را مراعات كن كه من هرگز بر سكوت پشیمان نشده‏ام ، و چه بسا سخن گفتم و پشیمان شدم ».

محبوب القلوب : ج 1 ص 204 .



[ ] | [ کلمات کلیدی ] : حکمت نامه-لقمان-سکوت-لقمان حکیم-ربیع الأبرار-محبوب القلوب-
[ مرتبط با ] : سخنان حق و شیرین حکمت نامه
ن : میثم زارعی
ت : دوشنبه 12 دی 1390
مشکی رنگ عشقه ؟!!!

وقتی مشکی مد باشه : خوبه
وقتی رنگ مانتو شلوار باشه :خوبه
وقتی رنگ عشقه :خوبه!
وقتی رنگ کت و شلوار باشه: با کلاسه!
وقتی لباس های شب تو مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه!
اما ....!!!


وقتی رنگ چادر من مشکی شد
بد شد!
افسردگی می آورد!
دنبال حدیث و روایت  می گردند
که رنگ مشکی مکروهه!
مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد
من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی
و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما!
چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!
 دوست دارم چادر مد شود
مشکی رنگ عشق باشد
عشق به خدا بدون افسردگی!قشنگه

منبع : ریحانهمنبنیبتنمسیت

منبع : ریحانه



[ ] | [ کلمات کلیدی ] : حجاب-مشکی-مد-چادر-زن-اسلام-روایت-افسردگی-
[ مرتبط با ] : سخنان حق و شیرین فرهنگی
ن : میثم زارعی
ت : دوشنبه 12 دی 1390
خدا را دوست دارم با هر زبانی

 

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند


خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند

خدا را  دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آن من را install کرده است

ادامه جملات را در ادامه مطالب دریاب قشنگه



[ ادامه مطلب را دریاب ] | [ کلمات کلیدی ] : خدا-خدا را دوست دارم-دوست-عاشقی-inastal-الله-
[ مرتبط با ] : سخنان حق و شیرین
ن : میثم زارعی
ت : دوشنبه 12 دی 1390
معرفی و دانلود کتاب (داستانهای بحارالانوار)

بحار الانوار یکی از از آثار علامه مجلسی می باشد که خواندن آن را به شما کاربران عزیز پیشنهاد می کنیم..فرمت این کتاب الکترونیکی Jar بوده و قابل نصب بر روی اکثر گوشی هایی که پلنتفرم جاوا را پشتیبانی می کنند می باشد و هدیه ی ویژه ی ما لینک دانلود این کتاب برای کامپیوتر و با فرمت pdf است.  که در ادامه مطلب می توانید آن را دانلود کنید

                                        

                        

 

            

 pdf لینک های تهیه شده هم برای هم برای موبایل است و هم برای کامپیوتر و به صورت فایل 

   برای مشاهده محتویات برنامه و دانلود با لینک مستقیم به ادامه مطلب مراجعه نمائید



[ ادامه مطلب را دریاب ] | [ کلمات کلیدی ] : دانلود داستان های بحارالانوار-دانلود-موبایل-جاوا-لینک مستقیم-pdf-علامه مجلسی-
[ مرتبط با ] : داستان کتاب و کتاب خوانی
ن : میثم زارعی
ت : یکشنبه 11 دی 1390
عکس ببین برو حالشو ببر

برای مشاهده اندازه اصلی روی عکس کلیک نمائید



[ ]
ن : میثم زارعی
ت : یکشنبه 11 دی 1390
سخنان زیبا از (امام علی (ع))

سخنانی پرگهر از امام علی (ع)

سخنان پر گهر از امام علی (ع)

کسی که از خود راضی باشد ، بسیاری از مردم بر او خشم می گیرند .

ناتوان ترین مردم کسی است که از به دست آوردن دوستانی برای خود عاجز باشد و عاجزتر از او کسی است که دوستش را از دست بدهد .

فرصت بیسان ابر گذران ، زود می گذرد ، پس فرصتهای خوب را غنیمت بشمارید .

منبع :کتاب جاری ترین رود خدا ، صفحه ی 49 الی 50

 

ادامه ی سخنان را در ادامه مطلب ببینید



[ ادامه مطلب را دریاب ] | [ کلمات کلیدی ] : امام علی-رود-خدا-الله-علی-کتاب-متن-سخنان زیبا-
[ مرتبط با ] : سخنان حق و شیرین
ن : میثم زارعی
ت : شنبه 3 دی 1390
شعر (شمع من باش)

شمع من باش

ای چراغ دل تاریکم ، از این خانه مرو

آشنای تو منم ، بر در بیگانه مرو !

 

شمع من باش و بمان ، نور ز تو اشک ز من

جانفشان تو منم ، در بر پروانه مرو !

 

سوختی جان مرا ، آه مکن ، اشک مریز

از بر عاشق دلداده ، غریبانه مرو !

 

لاله رویا ! به گل چهره ی خود چنگ مزن

سر کشی بس کن و عاقل شو ودیوانه مرو

 

قصه خواهی شد و از یاد جهان خواهی رفت

قهر بیهوده مکن ، در دل افسانه مرو !

 

کلبه ی تنگ مرا  مهر تویی ، ماه تویی

ای چراغ شب تاریکم از این خانه مرو

 

منبع : چشمان تو در آینه ی اشک از سهراب سپهری ، صفحه ی 130



[ ] | [ کلمات کلیدی ] : شعر-سهراب سپهری-چشم تو در آینه ی اشک-کتاب-شمع-
[ مرتبط با ] : کتاب و کتاب خوانی شعر
ن : میثم زارعی
ت : پنجشنبه 1 دی 1390
داستان کوتاه (خانه ات آتش گرفته است)

                                               خانه ات آتش گرفته

مردی زیر باران از دهکته ی کوچکی می گذشت خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود.

مسافر فریاد زد هی خانه ات آتش گرفته است مرد جواب داد می دانم . مسافر گفت پس چرا بیرون نمیایی مرد گفت آخر بیرون باران می آید . مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی سینه پهلو می کنی .

زائوچی در مورد این داستان می گوید : خردمند کسی است که وقتی مجبور شوم بتواند موقعیتش را ترک کند

پائولوکوئیلو

 



[ ] | [ کلمات کلیدی ] : پائولوکوئیلو-داستان کوتاه-خانه-آتش-آتش سوزی-
[ مرتبط با ] : داستان کتاب و کتاب خوانی
ن : میثم زارعی
ت : پنجشنبه 1 دی 1390
 

 


 
0
 
 
 
محمد بن حسن عسکری (عج) آخرین امام از امامان دوازده گانه شیعیان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنیا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکری (ع)، یازدهمین امام شعیان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قیصر روم بوده است. «مهدی» حُجَت، قائم منتظر، خلف صالح، بقیه الله، صاحب زمان، ولی عصر و امام عصر از لقبهای آن حضرت است.